مجله تفر یحی آموزشی

راننده تبریزی دوست دختر جدید تهرانی اش را در فرحزاد کشت Reviewed by Momizat on . راننده تبریزی  دوست دختر جدید تهرانی اش را در فرحزاد کشت به گزارش دیدگا از جام‌جم، دو روز پیش مردی جوان با حضور در یکی از کلانتری‌های شهر تبریز ادعایی عجیب مطرح راننده تبریزی  دوست دختر جدید تهرانی اش را در فرحزاد کشت به گزارش دیدگا از جام‌جم، دو روز پیش مردی جوان با حضور در یکی از کلانتری‌های شهر تبریز ادعایی عجیب مطرح Rating: 0

راننده تبریزی دوست دختر جدید تهرانی اش را در فرحزاد کشت

راننده تبریزی  دوست دختر جدید تهرانی اش را در فرحزاد کشت

۱۵

به گزارش دیدگا از جام‌جم، دو روز پیش مردی جوان با حضور در یکی از کلانتری‌های شهر تبریز ادعایی عجیب مطرح کرد. او مدعی شد دختر جوانی را در تهران به قتل رسانده و اکنون به دلیل عذاب‌ وجدانی که او را رنج می‌دهد، می‌خواهد اعتراف کند. افسر نگهبان کلانتری با شنیدن این کلمات از مرد جوان او را به اداره تجسس منتقل کرد و تحقیقات از وی آغاز شد.

او به افسر تحقیق گفت: من به عنوان راننده اتوبوس در تبریز کار می‌کنم. چند سال است که شیشه مصرف می‌کنم. ۱۰ روز پیش به تهران سفر کردم. آن روز به طور اتفاقی با دختر جوانی در خیابان دوست شدم و برای تفریح با هم به باغ‌های فرحزاد رفتیم. چند ساعتی با هم بودیم که متوجه شدم او گوشی گران‌قیمتی دارد.

متهم جوان ادامه داد: مواد مخدرم تمام شده بود و پولی هم برایم نمانده بود که شیشه بخرم. وسوسه شدم با سرقت گوشی تلفن همراه دختر جوان و فروش آن شیشه بخرم. اما زمانی که می‌خواستم گوشی تلفن همراه او را از کیفش سرقت کنم متوجه شد و با هم درگیر شدیم. در جریان این درگیری او را با چاقویی که همراه داشتم زخمی کردم که او به دلیل شدت خونریزی فوت کرد.

وی افزود: مانده بودم با جسد او چه کنم. جسد را به داخل باغی بردم و دفن کردم. کیف و وسایلش را همان حوالی زیر خاک پنهان کردم. فقط گوشی تلفن همراه او را سرقت کردم. روز بعد هم گوشی را فروختم و با پول آن شیشه خریده و مصرف کردم.

متهم گفت: می‌ترسیدم دیر یا زود لو بروم، به همین خاطر به تبریز بازگشتم و چند روزی سرگردان خانه اقوام بودم. لحظه قتل دختر جوان و دفن جسد او در باغ لحظه‌ای از مقابل چشمانم دور نمی‌شد و کابوس قتل او مدام با من بود. خیلی ترسیده بودم و نمی‌دانستم باید چه کار کنم .

وی ادامه داد: شب و روزهایم با کابوس جنایت گره خورده بود و وحشتزده بودم. حتی در محل کارم نیز حاضر نشدم. دیگر نمی‌توانستم با این شرایط کنار بیایم. آخر تصمیم گرفتم از این عذابی که وجودم را فرا گرفته خلاص شوم. به همین خاطر به کلانتری آمدم و می‌خواهم خود را تسلیم کنم تا شاید از عذاب جنایتی که انجام داده‌ام خلاص شوم.

با توجه به ادعای عجیب این مرد، پرونده‌ای تشکیل و با هماهنگی قضایی پرونده برای ادامه تحقیقات و مشخص شدن صحت گفته‌های متهم به دادسرای جنایی تهران ارسال شد.

دیروز قاضی مرادی، کشیک قتل دادسرای جنایی تهران با ثبت اظهارات اولیه متهم، او را برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار داد.

همچنین قرار شد ماموران متهم را به محلی که می‌گوید جسد را در آنجا دفن کرده، منتقل کنند و آنجا را نبش‌قبر کنند تا مشخص شود واقعا جسدی در آنجا دفن شده یا نه؟

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا