مجله تفر یحی آموزشی

کودک 10 ساله ای که شاهد آزار خواهر سه ساله اش شد! Reviewed by Momizat on . کودک 10 ساله ای که شاهد آزار خواهر سه ساله اش شد! ماجرا از این قرار است که دختری 10 ساله شاهد آزار و اذیت خواهر سه ساله اش توسط نامادری اش بود در دادگاه شهادت د کودک 10 ساله ای که شاهد آزار خواهر سه ساله اش شد! ماجرا از این قرار است که دختری 10 ساله شاهد آزار و اذیت خواهر سه ساله اش توسط نامادری اش بود در دادگاه شهادت د Rating: 0

کودک 10 ساله ای که شاهد آزار خواهر سه ساله اش شد!

کودک 10 ساله ای که شاهد آزار خواهر سه ساله اش شد!

ماجرا از این قرار است که دختری 10 ساله شاهد آزار و اذیت خواهر سه ساله اش توسط نامادری اش بود در دادگاه شهادت داد!


زن جوان در ارتــباط با کودک‌ آزاری مرگـبار دختـر سه ساله همسرش بازداشت شد. متهــم درحالی منکــر کودک‌ آزاری است که شاهــد 10 ساله ماجـرا او را به عنوان قاتـــل خواهــرش معرفــی کرده اســـت.

به گزارش دیدگا از جام‌جم، اوایـل دی امـــسال یکی از مسئولان درمـــانـــگاهـی در شهریــار با پلــیــس تماس گرفت و از مرگ مشـــکوک دختـری سهـ‌ سالـــه به نام «رهـا» خبر داد.

ماموران با حضور در آنـــجا و تحـــقــیـقات از مسئولان درمــانـگـاه متوجه شدنـد زنـــی جوان ایــن کودک را در حالـــی که بیـــ‌ـهوش بوده به درمــانگـــاه آورده امـــا به رغـم تلــاش پزشـــکان موفق به نجـات وی نشدهـ‌انــد. روی بدن ایــن کودک آثــار گازگرفتگی، خراشـــیـــدگــی و کبودی وجود داشـت که به نظر میـ‌ــرســید وی مورد کودک‌ــآزاری قرار گرفــته و مرگ او مشکوک است.

در این مرحـلـه با همــاهنگی قضـایـــی جســد دخـــتــر سه‌ سالـــه به پزشکــی قانونی منـتـــقل شد.

پروندهـ‌ــای در شعبه ششم بازپــرســی دادسرای عمومی و انـقـــلـــاب شهریــار تشــکـــیــل شد و با دســتور قضـــایـی تحـــقیــقات برای رازگـشـایی از مرگ ایـــن کودک در اختـــیار کار آگــاهان اداره جرایــم جنایی پلـیس آگــاهـی غرب استـان تهران قرار گرفت.

ماموران برای روشن شدن ابعـاد ایــن پرونده والـــدیـــن دخـتــر فوت شده را برای تحـــقـــیــقات به پلیس آگـاهی احضـــار کردنــد.

پدر رهـــا به افــسر تحقــیق گفت: من از همسـرم جدا شده‌ام و علـــاوه بر رها پســری ده سالـــه دارم. بیــش از دو سال اســـت که با زن جوانـی آشنـا شده و با هم ازدواج کردهـــ‌ــایم و او نگــهـداری از دو فرزنـدم را برعهـــده گرفتـه اســت. همــسرم با بچه‌ـــهایم بخوبی رفـــتار میـــ‌ کرد و کتــکـشان نمـــی‌زد. آثار خراش و کبودی روی بدن دخترم بابـــت این بود که هنگــام بازی با دوستـــانــش یا شیطنـت در خانه روی زمیـــن یا پلــهـــ‌هـا میـ‌ـــافـتــاد و آســـیـب میـــ‌ـدیـــد. همسرم با او و برادرش بدرفتــاری نمـــیـ‌ــکــرد. روز حادثه زمـــانی که به خانه آمـدم همسرم نبود. به تلفــن همـراهـش زنـــگ زدم که گفت دخـــتـرم هنـــگــام پایین آمـدن از پلـــهـ‌ــهـــا تعــادلـــش را از دســت داده و زمیـن خورده اســـت. سراسیمه به درمـانــگـــاه رفتـــم و همسرم و دخــترم را در آنجا یافتم. رها به دلیل شدت صدمـــات فوت کرده بود و از کسی شکـایت ندارم.

با توجه به گفـتــهـــ‌های ایــن مرد، ماموران به تحقــیق از نامادری کودک فوت شده پرداخــتند که وی به افســـر تحــقـیــق گفـــت: آن روز در حال نظافـت خانــه بودم که صدای افـــتادن رها را شنــیدم. سراســیـــمــه سمتـش رفـتـــم که بیـ‌ــهوش شده بود. او را به درمـانگاه بردم امــا دختـــرک به دلیــل شدت صدمـــات فوت کرد.

ماموران در مرحــله بعدی به تحـقـــیـق از برادر ده‌ـساله رها پرداخـــتــنــدکــه او بشـدت ترسـیده بود و حرف نمیــ‌زد. او از نامادریـ‌اش میــ‌ـــتــرسـیـــد و بدرسـتـی نمی‌ــتوانست حرفی بزنـــد. همـــیـن رفتار او باعث شد ماموران بیـشتــر به ماجـرا شک کنــنـــد و احـتمال دهنـد مرگ دختر خردسال بر اثـــر حادثه نبوده اســـت.

ایـــن درحـــالـــی بود که ماموران به تحقیق از همـــسایــهــ‌ـهـــای خانواده رهـــا پرداختـــنــد که آنــهـــا اطلاعات جدیـدی را در اختــیـــار پلــیــس قرار دادنــد.

با تحـقـیـــق از همســـایـه‌ـــهـا معلوم شد نامـــادری ایــن کودک، رها و برادر دهــ‌ــســالـــهـــ‌اش را به دفـعـات کتــک میـــ‌زده و دســـت و پای آنهـا را با سیخ داغ می‌ـسوازنده یا بدن آن دو را گاز می‌ـگــرفته که آثـار کبودی روی بدن این دو کودک همــیـشه دیــده میـــ‌ـــشـده اســـت. بارهــا صدای گریه و کمک‌ـــخواهــی کودک فوت‌شـــده و برادرش را شنـــیدهـــ‌ـــاند.

در حالــی که تحقـــیـقـــات ادامه داشت چند روز پیش کارشناسان پزشـکــیـــ‌ـــقانونی نظـــر دادنــد دخــتر سهـ‌ســالــه براثر ضربـــهــ‌ای که به سرش اصــابت کرده اســـت فوت شده و آثار ضرب و جرح ناشــی از کودکــ‌آزاری روی بدن وی وجود دارد. همـین باعث شد نامــادری رهــا به عنوان مظنون در قتـــل او بازداشت شود .

این زن همــچـنـــان در جریــان تحقـــیــقات مدعی بود دخــتـــرخواندهـ‌ـاش از روی پلــه افــتاده و فوت شده و نقـــشی در مرگ او نداشـــتــه اسـت.

در حالـــی که ایــن زن همــچــنان منــکـــر ایــن جنایت اســـت، ماموران دوباره به تحـــقیــق از برادر دهــ‌سالـه رهــا پرداخـتندکه او به افســر تحقیـــق گفــت: نامـــادری‌ـــمــان همیـشـــه من و خواهـرم را اذیــت میـــ‌ـــکـرد و کتـــک می‌ـــزد. دست و پایــمـان را میــ‌سوزانـد. اگـــر شیـــطنت میـ‌کردیم، دســـتــمــان را گاز می‌ـــگــرفــت. ماجرا را به پدرم می‌ــگـــفتیــم که حرف‌هـــایمــان را باور نمیـــ‌ــکـــرد و حرفـــ‌ـهای نامـادری‌مـان را می‌پذیــرفت. روز حادثــه به خاطـر آلودگــی هوا، مدرســه تعــطـــیــل شد و من در خانـه نزد خواهرم بودم. من و خواهـــرم در حال بازی بودیم که کتــکـــمــان زد چرا در خانه بازی میـ‌کـــنـــیم و از شیـــطــنـت‌ـهایـمـــان خسته شده است. نامادری‌ام خواهـــرم را کتک زد و محـــکم به زمــیــن کوبیــد که سر او به زمیــن خورد. من هم گریه کردم، نامادریـــ‌ـــام عصــبانیـ‌ــتـــر شد و مرا هم کتک زد. بعد خواهـــرم را با خودش به درمـــانــگاه برد و با آمـــدن پدرم وانـــمود کرد خواهــرم از پله افتـــاده و مرده اســت. مرا ترسـاند که نبایــد ماجــرا را برای کســـی بگویم زیـــرا همان بلــا را برســـرم می‌ــآورد.

با ثبــت گفتـــه‌ــهـای شاهــد کوچک ماجـــرا رسیــدگی به پرونده وارد مرحله جدیـدی شد و تحـقیقــات از نامادری در ارتـــباط با مرگ رها ادامه دارد.

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا